|
كتاب روان شناسي سال سوم آموزش متوسطه از چهار فصل (كليات ، رشد، فرآيندهاي شناختي، سلامت رواني و بيماري رواني) تشكيل شده است. اين كتاب خلاصه اي از كتاب روان شناسي سال چهارم رشته ي ادبيات و علوم انساني و بر اساس مشاركت دانش آموزان در فرآيند يادگيري گروهي تأليف و تدوين گرديده است.
در حقيقت علم روان شناسي علمي است كه مي تواند تا حدودي، به حل مسائل و مشكلات مختلف افراد اجتماع بپردازد، در دنياي امروزي، با رشد و پيشرفت تكنولوژي و ترقي سطح كيفيت زندگي مردم، عوامل استرس زا و بيماريزا نيز افزايش يافته است.
وقتي افراد بتوانند در مورد روان و روح خود اطلاعاتي بدست آورند و بدانند كه مي توانند خود را با مشكلات و ناهنجاريهاي زندگي سازگار نمايند. در حقيقت در جاده هاي سلامت روان و البته، سلامت جسم گام برداشته اند تا به سرمنزل مقصود يعني تعالي و شكوفايي خود و توانائيهايشان برسند.
همه ما مي دانيم كه انسان موجود بسيار پيچيده اي است و شناخت اين موجود پيچيده نيز كاري است بس دشوار اما امكان پذير اين موجود از يك طرف با يكسري توانايي و خصوصيات بالقوه پا به اين جهان مي گذارد و از طرف ديگر وقتي در برابر عوامل محيطي قرار گرفته و رشد مي كند، خصوصيات ديگري را از خود بروز مي دهد و همين عامل تفاوت ميان انسانها را توجيه مي كند. هر انساني داراي دنيايي منحصر به فرد است كه او را از شخص ديگر متمايز مي كند. اما علم روان شناسي به ما كمك مي كند كه علاوه بر شناخت عوامل تشكيل دهنده ي ساختار روان و شخصيت انسان، به تفاوتهاي فردي نيز توجه نموده و با توجه به تمام اين موارد، زمينه را براي يك همزيستي اجتماعي در محيطي سالم و پويا فراهم نمائيم. بديهي است، دانش آموزاني كه به اين حيطه از دانش انساني علاقمندند مي توانند مطالب كتاب روان شناسي سال سوم متوسطه را خوب آموخته و بعد اطلاعات تخصصي تر و كارسازتر را در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي بدست آورند و در آينده به كار و فعاليت بپردازد.
به اميد موفقيت براي همه دانش آموزان و دانش پژوهان |
فصل اول :كليات روان شناسي
|
|
1. رويكرد شناختي 2. رويكرد رفتاري 3. رويكرد روان كاوي 4. رويكرد پديدار شناختي 5. رويكرد زيست شناسي |
مقدمه :
|
|
انسان موجود پيچيده اي است كه در برابر محيط به شيوه هاي گوناگون پاسخ مي دهد يا رفتار مي كند . از ميان ميلياردها انساني كه بر روي كره زمين زندگي مي كنند به ندرت مي توان دو نفر را يافت كه كاملاً شبيه يكديگر باشند. اين اختلاف زياد ميان انسانهاف امكان قانونمند كردن رفتارهاي بشري را مشكل ساخته است. اگر چه يافتن اين قانونمندي دور از انتظار هم نخواهد بود در هر حال ، رسيدن به يك نقطه مشترك در مورد رفتار انسان ها منوط به تحقيق و پژوهش در اين زمينه، بر اساس روش هاي علمي است. روان شناسي كه از سال 1879 ميلادي به عنوان يك علم تجربي شناخته شد، كوشش كرده است به سؤال مذكور كه : انسان چگونه موجودي است پاسخ دهد؟ به عبارت ديگر هدف اساسي علم روان شناسي، يافتن جوابي است براي اين سؤال كه : انسان چگونه موجودي است ؟ روان شناسي علمي است كه مي كوشد با طرح مفاهيم نسبتاً ساده و بدون واسطه، كه انجام آزمايش تجربي آنها امكان پذير باشد و يا قابليت بررسي با روش هاي تحقيق علمي را داشته باشند، به اين خواسته جامه عمل بپوشاند. اين جهت گيري علمي قاعدتاً ف دايره ي بررسي و مطالعه انسان را محدود مي سازد، ولي روان شناسان به اين نتيجه رسيده اند كه تنها از اين راه مي توان به بررسي دقيق، همه جانبه و علمي رفتار پيچيده ي انساني پرداخت به سؤالات زير توجه كنيد: |
1 – آيا پديده هاي جهان هستي را يك كودك به خوبي يك بزرگسال ادراك مي كند؟ 2 – چه ارتباطي بين زبان آموزي با گوش كردن و شنيدن وجود دارد؟ 3 – چه ارتباطي بين خواندن و نوشتن وجود دارد؟ 4 – آيا در درمان افسردگي، روان درماني مؤثرتر از دارو درماني است؟
|
|
روان شناسان با اين پرسش ها و پرسش هاي بسياري از اينگونه سر و كار دارند. گذراندن درس روان شناسي به شما دانش آموزان كمك مي كند، كه بفهميد چرا هر فردي به شيوه ي معيني مي انديشد و عمل مي كند، در نتيجه ، در شما بصيرتي نسبت به نگرشها و رفتارهاي خودتان ايجاد مي شود. |
روان شناسي علمي
|
|
اگر چه روان شناسي علمي با روان شناسي غير علمي داراي مرزهاي مشتركي است، ولي آنچه اين دو روان شناسي را از يكديگر جدا مي كند همان ويژگي «علمي بودن» روان شناسي است. روان شناسي علمي شاخه اي است از علم تجربي و لذا مبتني بر قواعد و ضوابط اين علم است و علم تجربي ف خود نوعي دانش است كه درستي نادرستي آن در گرو قضاوت و يا داوري تجربي است. در اين نوع دانش، هيچ نوع ادعايي از پيش معين نيست. بطورمثال به ادعاهاي زير توجه كنيد : |
1 – پسرها از دخترها پرخاشگرترند. 2 – افسردگي با عزت نفس، يا اعتماد به نفس، ارتباط كمي دارد. 3 – با هيپونتيسم (خواب مصنوعي) مي توان اضطراب را كاهش داد.
|
|
ادعاهاي مطرح شده زماني علمي خواهند بود كه تنها از طريق تجربه تأييد شده باشند ما براي اعتبار چنين ادعاهايي ، به دو گونه اطلاعات نياز داريم. 1 – نخست اطلاعاتي از واقعيت هاي تأييد شده در علم روان شناسي، تا بتوانيم بگوئيم كه آيا ادعاي مطرح شده با اين واقعيت ها همخواني دارد يا نه، كه اگر اين همخواني وجود نداشته باشد مي توان در اعتبار «ادعا» ترديد كرد. 2 – نوع دوم اطلاعات مورد نياز اين است كه بدانيم چه نوع شواهدي به ادعا يا كشفي تازه اعتبار مي بخشند. يك ادعا وقتي علمي است كه منطق يا ساختار ويژه اي داشته باشد كه به آن فرضيه گفته مي شود. فرضيه ادعايي درباره پديده هاي عالم است كه مي خواهد پديده اي را بر اساس روش علمي تأييد كند. بنابراين بايد گفت كه فرضيه هاي علمي تجربه پذيرند. معناي دقيق تجربه پذير بودن آن است كه نه تنها تجربه مي تواند فرضيه ها را آزمون كند، بلكه مي تواند شرايطي را آماده كند كه اگر فرضيه اي نادرست باشد، نادرستي آن را نشان دهد از اين رو فرضيه هاي معيني هستند كه تجربه و آزمايش تلاش مي كند نادرستي آنها را آزمون كند. تنها فرضيه هايي كه اين آزمون موفق مي شوند. «فرضيه ي علمي» هستند. مثلاً : بين رفتار پرخاشگري كودك و تماشاي مستقيم پرخاشگري رابطه وجود دارد. ما مي توانيم با طراحي يك آزمايش كه گروهي از كودكان قبلاً كار توان هاي خشونت بار تماشا كرده باشند و گروهي ديگر از كودكان قبلاً كارتون هاي خشونت بار تماشا كرده باشند و گروهي ديگر از كودكان كه اين كارتون هاي خشونت بار را نديده باشند، اين فرضيه را تأييد يا رد نمائيم. |
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 3:1  توسط جلیل خلیفه قادری
|